پارت چهل و پنجم :

دست دراز کرد. تاکسی زردرنگ جلوی پایش ترمز کرد. در را گشود و کنار پیرزن قبراق جای گرفت که دست مردانه‌ای مانع بستن در شد. نگاه بالاکشیدۀ سحر به نفس‌نفس زدن آرمان دوخته شد. متحیر پرسید: «اتفاقی افتاده؟!»
آرمان آستین مانتواَش را گرفت و درحالی‌که از راننده عذر می‌خواست، او را پیاده کرد.
_ باید یه موضوعی رو بهت بگم.
_ چی شده؟!
آرمان اشاره به ماشینش کرد که به‌طرز بدی کنار خیابان Ù

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۷۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • زهره

    0

    چه عفریته ای هس این لادن

    ۶ ماه پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    متاسفانه

    ۶ ماه پیش
  • همتا

    0

    الهی بمیرم واسه کاوه. چقدر این پسر عاشق و جنتلمنه.❤❤❤

    ۱ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    💝💝💝

    ۱ سال پیش
  • هاله

    0

    بیچاره سحر. چه گیری کرده. نمی دونه چه جوری قضیه لادن رو به مهرتا بگه. خدا لعنتت کنه لادن.

    ۱ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    دقیقا

    ۱ سال پیش
  • اکرم بانو

    0

    مهرتا که قصد لادن رو میدونه نباید زودجابزنه

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    مهرتا فکر می کنه تموم شده. چون چند ماهه که لادن اصفهانه

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    0

    وقتی من میخونم انگار خودم اونجام و همه چی رو میبینم ، اینقد قلمتون عالی و گیراست ازتون ممنونم عزیزم داری درس زندگی بهمون میدی

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    لطف داری عزیزم🍀

    ۲ سال پیش
  • Maryam

    0

    ممنون نویسنده جان بابت پارت قشنگتون عالی بود لادن چه احمقه تو جامعه ما آدمایی مثل لادن خیلی زیادن آدم هایی که میخوان زندگی دیگران رو خراب کنن مهرتا نباید اینقد تحت تاثیر لادن قرار بگیره و ضعیف باشه کاوه هم خیلی خوبه کاوه هیچوقت مهرتا رو رها نمیکنه ذات لادن خرابه امیدوارم عشق مهرتا و کاوه خراب نشه

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    با نظرت موافقم❤🍀

    ۲ سال پیش
  • م.ر

    0

    مهرتا نباید اینقدر ضعیف باشه بخصوص کاوه هم دوستش داره

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    درسته🍀

    ۲ سال پیش
  • هانیه

    1

    خاک تو سرت لادن تو جامعه ما خیلی مثل لادن هستن که ارزش زن هارو پایین میارن

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    متاسفانه

    ۲ سال پیش
  • لاله

    1

    مرسی از قلم گیراتون آدم بااین رمانا فقط سرگرم نمیشه درس زندگی میبینه انگار یه روانشناس داره براش ماجرارو تعریف میکنه

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    ممنون عزیزم ‌ لطف داری❤

    ۲ سال پیش
  • سمانه

    0

    لادن واقعاً بیماره کاوه خوب حقش رو کف دستش گذاشت ولی کاش مهرتا هم به کاوه شک نمیکرداونوقت دل لادن حسابی می سوخت ولی عاشقانه های قشنگی دارن کاوه واقعا عاشقه

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    بله حق با شماست. مهرتا اون لحظه تحت تاثیر افکار سمی و نگرانش بود‌.

    ۲ سال پیش
  • مائده

    0

    واقعا باهر پارتی که میخونم بیشتر پی به زیبایی قلم و ذهن نویسنده میبرم قلمت محشره هرکلمه زیبایی توصیف نشدنی به رمانت میبخشه که واقعا در عقل و هوش جامیگیره و همین باعث انتظار بیشتر برای پارتای بعدیه🤍💫ممنون بابت رمان بی نظیرت خسته نباشی که خستگیمو با یه پارت زیبا بردی

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    ممنون از لطفت عزیزم❤

    ۲ سال پیش
  • اسرا

    0

    خب بیشترازاین لادن برنمی آیدولی مهرتاچراهدف لارن میدونه واون به هدفش رسون 😠🙏

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    🤧🤧

    ۲ سال پیش
  • ام البنین

    2

    اصلا این لادن باید بره پیش روانشناس آدم اینقدر کینه ای بیچاره مهرتا تا کی باید بکشه

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    عقل نداره

    ۲ سال پیش
  • مهدیا

    1

    جدا از محتوای پارت ها که خیلی دلنشینه؛ طولانی بودن پارت ها هم خیلی می چسبه. دم نویسنده گرم.

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    خواهش میکنم

    ۲ سال پیش
  • ستایش

    1

    من واقعا لادنو درک نمیکنم؛ جدی فکر کرده میتونه سر کاوه رو شیره بماله؟!

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    زیادی از خودش مطمئنه

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️